نویسنده: قاصدک . م - ۱۳٩٠/٦/٢
داستان بی کسی ........
نمیدانم چه گویم
بی ریا باشم ؟ داستان تزویر تو گویم ...........
نمیدانم کدامین راه را در مسلخ عشقت گزینم
نمیدانم که باشم از چه باشم , تا تورا در این مصیبت راه همراهی نمایم
یاددارم روزگاری را که نامت اسم من بود
یاددارم زندگیت زان من بود
یاددارم عشق را درآن مصیبت روز بارانی
به آنی ثابت نمودم............ تا توبرگردی
آه غافل از آن حس تو خالی
آه از تو
ای گل آرام با باد رفته
قاصدک من بودم و ابرک مآب خوش نوازم تو
عشق من بودم و من هم به نام تو
زندگی، گلبرگ نسرینی بدو راه فرار از خود ، تو و یار من تو
حال ...................
تو میخرامی از برای دیگران ، تا حس بی من بودنت را
با آن کنیزک پیشگان خالی نمایی
این نبود آن راه عشقی که تو میگفتی
این نبود آن راه پر احساس و پر آشوب.
حس تو این نیست ابرک با باد رفته؟..........
زجه هایت را به یادم هست
وقتی دیدی آن شعر زیبای با احساس
در ان صفحهٌ مشغولِ فرار از خود
هم نام تو بود و هم احساس با تو بودن
آن ،
اسم تورا فریاد میزد
این،
نام یکی دیگر به جز قاصدکی رنجور
و تو با آن،
حس با من بودن را تجربه می کردی
قاصدک آرام عنوان کرد
ابرک شیرین مآبم
چرا من را به او دادی
مگر کم بود عشق با قاصدک بودن ؟
و تو گفتی که این رسم فراموشیست
من باید بمانم ، با دوستانم
چه بی تو چه با تو
زندگی این است و تو در اشتباهی
قاصدک ؟ آخر مرام زندگی این است
عشق این است
مرام عشق بازی در فنا این است.
ابرکم ،
مرام قاصدک این نیست
ابرک شیرن مآبم آزاد باش
قاصدک مرد
مرده عشق فراری از خود و زندان روحی که تو برایش ساختی
ساختنی بالاتر از سوختن
عشق ناهنگامی که در خواب میدیدم
به اسانی به بادی همچو ابری فراری
که بر دریا بریزد
قاصدک آتش به دل دارد
نمیدانی چه ها در آن مرامش به سر دارد
قاصدک از عشق گریزان است
آه ای بی نوایان بی احساس
به دام چه در افتادید؟
زندگی عشقی سیاه از بی توبودن هست
من نمیخواهم کسی دیگر بیازمایم
کاش میفهمیدی و در دل دروغی آتشین را نمیگفتی
کاش در زندگی
عشق درون و آن شب مهتابیم را تا ابد
زیبا میپنداشتی
من قسم را در درون بر تو آزمودم
و تو بی منت و بی حرمت این عشق را
با دوستانت آزمودی
ابرک بی حس و بی مقدار
که پر بودی ز حس من بودن
دلم آغوش میخواهد
تو نادانی نمودی از برای من
سرشک گوشه گیری را برای تو
زبر کردم
زبان بی زبانی را برای تو
به در کردم
تو عشقم را بلا کردی
بلایت بر گریبانم
تو ای ابرک
نپدارم گریزانم گریزانم........................